گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

تمام هستی من

چند روزی ست بنابر عهد دیرینه و عادت روزهای گذشته به سراغ کتابهایم میروم آنها را در آغوش میگیرم و نوازششان میکنم

این روزها بیشتر کتاب می‌خوانم بیشتر کتاب میخرم و فکر می‌کنم خیلی مهم نیست چند سال است یک دست لباس نو نخریده ام و رنگ روسری ام چقدر تکراری شده است اما خیلی مهم است چند وقت است یک کتاب جدید نخوانده ام

خیلی مهم است بدانیم چقدر بابت لباسهای قدیمی و تکراری مان و اینکه فلان لباس و فلان کفش بهم می آیندیانه احساس شرمساری میکنیم و بابت اندیشه های ناب لک برداشته زیر زرق و برق زندگی که اتفاقاً همه چیز را سخت تر کرده است شرمنده میشویم

قیمت کتاب زیاد نیست کتاب مثل چیزهای دیگر راه خودش را میرود دانایی گران است و انسانها به دنبال چیزهای ارزان میروند

خوب میدانم کتاب تمام هستی من است و کسی هرگز نمی‌تواند از آنچه هست فاصله بگیرد

یه راستی آنان که مینویسند از آنها که روزی به جنگ رفته اند چیزی کم ندارند

فاضله هاشمی غزل



نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد