خوش به حال کسی که
با نگاهت به قلب او تابیدی
یک بغل گل نرگس
بوسه هایت را به او بخشیدی
چشمهایت عشق را معنا کردند
در پس اشکهایت یک ریز خندیدی
«سیّد علی»
فاضله هاشمی غزل
کوه میگفت:
تیشه ی جناب فرهاد
گم شده است
غوره با مبیزدعوا میکرد
شیرین زن مردم شده است
فاضله هاشمی غزل