گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

ابری

آسمان ابری نیست 

شاید خورشید بیاید 

باران مرخصی گرفته است

فاضله هاشمی غزل



سیاهپوش

آسمان سیاه پوشیده

عزادار نیست 

باران میگفت: نمی آید 

ابر دست بردار نیست

فاضله هاشمی غزل







دیوانه

آنقدر لاف زدم 

جاده  بی تاب تو بود 

بید دیوانه نبود 

و بلوطی تنها 

دست جنگل را  گشود 

فاضله هاشمی غزل








خیره سر

اگر میروی 

گام هایت را 

به رود نشان نده 

آب جایی را نمی‌بیند

فاضله هاشمی غزل







حقِّ مسلَّم

تو 

حقِّ مسلَّم 

کسانی هستی 

که دوستت دارند 

فاضله هاشمی غزل