گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

تو

زندگی

خلاصه حضور توست

در کنار من 

غیب

یک نفر

از غیب نمی آید پدید

حال ما

 باحال گل فرق میکند

باید اول 

با خارها مانوس شد


قهوه

داخل فنجان من

قهوه نیست

چای را 

باطعم تو

دم کرده ام

فنجان

یک نفر

در فنجان قهوه ام

کمی پاییز ریخته

دائم دلتنگی ها را

فوت میکنم

خونه«مامان لوییزا »

فرشته ها دلشون دریاست

دلشون خونه ی ماهی هاست

اگه باآدما بمونن

حرفاشون مث آینه بی ریاست