من شاعر نیستم قوانین شعر و ادبیات را هم خوب بلد نیستم ولی حس میکنم این کلمات برای تبدیل شدن به شعر باید پخته بشن... باید پرداخته بشن ... مثل یه تکه طلای ناب... که نیاز به طراحی و چکش کاری و هنر و ظرافت داره... به عنوان شاعر شعرهای آسمان بلاتکلیف، میشه یه توضیح کوچولو بهم بدی؟ اینا از لحاظ صنعت شعر و شاعری چطوریه قضیه شون؟ چون من کلماتت را میخونم و دوست دارم ... میخونم و حس خوب میگیرم...
سلام از اینکه لطف کردید به وب شعر و نثر ادبی و جملات قصار من سر زدید مورد مهر قرار دادید بسیار سپاسگزارم حق با شماست این شعر وزن عروضی نداره اما از لحاظ صنعت و هنر ضعیف است
*وقتی قرار است با تمامیت نفس مان بمیریم.پس چرا با تمامیت آن زندگی نکنیم؟
مسئله این است «به چه بهایی چکار کنیم»هرکاری صرفا به بهای اینکه روزی خواهیم مرد عاقلانه نیست
من شاعر نیستم
قوانین شعر و ادبیات را هم خوب بلد نیستم
ولی حس میکنم این کلمات برای تبدیل شدن به شعر باید پخته بشن... باید پرداخته بشن ...
مثل یه تکه طلای ناب... که نیاز به طراحی و چکش کاری و هنر و ظرافت داره...
به عنوان شاعر شعرهای آسمان بلاتکلیف، میشه یه توضیح کوچولو بهم بدی؟
اینا از لحاظ صنعت شعر و شاعری چطوریه قضیه شون؟
چون من کلماتت را میخونم و دوست دارم ... میخونم و حس خوب میگیرم...
سلام از اینکه لطف کردید
به وب شعر و نثر ادبی و جملات
قصار من سر زدید مورد مهر قرار دادید
بسیار سپاسگزارم
حق با شماست
این شعر وزن عروضی نداره
اما از لحاظ صنعت و هنر ضعیف است
بهمن در اوج غرور