-
صدای سنگ «فلسطین»
جمعه 25 فروردین 1402 08:18
حکایت میکند اقصی داستانی سبز زیتون را صدای سنگ را جهان شنیده است آزادی گام برمیدارد به سوی تو
-
دروغ
پنجشنبه 24 فروردین 1402 09:28
شاخ و دم غول فاصله چرا راست نمیگوییم؟
-
پدر
چهارشنبه 23 فروردین 1402 09:12
بال فرشته هاست پرواز حق بچه هاست اگر دختر باشی میفهمی لذت داشتنش تا کجاست «تولدت مبارک باباطارق مهربونم» طپش قلب من حضور مهربان توست وقتی دخترانگی هایم در آغوشت جان میگیرند جهان من یک جان دارد تقدیم به تو ها نمیخواهد دست هایم باتو زمستان گرم است لذت انگور دارم درون قلب خود یک نور دارم «بابا طارق»
-
شمشیر
چهارشنبه 23 فروردین 1402 07:26
شمشیر چکار کرد با شیر پیکار کرد فرقی شکافته شد قلب مارا بیدار کرد یا علی
-
روی سپید
سهشنبه 22 فروردین 1402 23:39
روی سپید شیر روی سیاه ما خالص نمیشویم اگر خلاصی برای چیست یاعلی
-
حرام
دوشنبه 21 فروردین 1402 09:17
پروانه ی بی شمع بی روی تو مستم با شرب حرام زیسته ام عاشقی را بلد هستم یهویی:لبخند:
-
قدر
یکشنبه 20 فروردین 1402 20:41
قدر رمضان یک جرعه شیر نیست ماجوانیم و قلب ماهم پیر نیست ابن ملجم مولای ما مهربانی کرده است بخدا پاسخ تو یک ضربه ی شمشیر نیست
-
خط مقدم «آرکاداش»
شنبه 19 فروردین 1402 19:30
شهید واژه ها شعر قَدَّم قلبت نمیرسد اندوه را بردارم خط مقدم سنگر چشمان توست وقتی به من نگاه میکنی «آرکاداش»
-
زرد
جمعه 18 فروردین 1402 09:32
باور فصل زرد عشق زندگی گاهی پاییز است برگ و برف حکایت تولد بهار را تازه میکند امید نارنجی ست باید کمرنگ باشد
-
احساس «آرکاداش»
جمعه 18 فروردین 1402 08:53
دل من میخواهد بروم به آسمان ستاره ای بردارم دستم پراز نور شود برگردم به تو حس تنهایی نکنم
-
زندگی
پنجشنبه 17 فروردین 1402 21:41
زن زندگی ست آزادی اسارت نیست جواب دوستت دارم گل دریغا خار شهوت نیست باید دست کم یکبار بگویم به باغبان محبتم به باغچه ها از روی عادت نیست سیب جای گلابی و مویز را نمیگیرد کوچکی دانه ی سویا از حقارت نیست همیشه پر امید به سوی صبح برو خمیازه ی آسمان هیچوقت رخوت نیست
-
مضحکه
پنجشنبه 17 فروردین 1402 11:39
مرگ مضحکه نیست زندگی بردوش کشید اندوه را جهل نگذاشت قصه به پایان برسد مجید بی بی قصه تمام شد کات #کیومرث_پوراحمد #فاضله_هاشمی_غزل
-
الا
پنجشنبه 17 فروردین 1402 08:21
الا ای درد ساکت باش تو از من هیچ نمیدانی که باقلبم چه خواهد کرد وعید یار کرمانی
-
زهر مار
پنجشنبه 17 فروردین 1402 08:18
آخرش این درد زندگی را زهر مارم میکند سبلان عسل ندارد تا بریزم بر کام دلم دماوند خم میشود روی زانو های من نرگس فرامُش میکند میرقصد روی چمن
-
صبر
چهارشنبه 16 فروردین 1402 09:53
فصل نرگس زندگی زیباست خوشبختی دست های خداست بهار بعداز زمستان نیست پاییز هم گاهی شکوفه سراست من از ترانه ی انار فهمیدم شعر آذر دقیقه ای یلداست باید از صبر سوالی پرسید بر سر غوره و مویز چرا دعواست؟ گاهی دخیل ها کاری از پیش نمی برند دعای همیشگی مادرم حضرت زهراست
-
بمان
سهشنبه 15 فروردین 1402 09:06
نرگس اسفند زمستانم یک اردیبهشت بمان تالبخند شکوفه ی بادام به گردو ها
-
درخت
دوشنبه 14 فروردین 1402 10:13
واژه شعر بار میدهد بوی بهار میدهد سرو چنار میدهد یار کنار میدهد چشم خمار میدهد ماه چهار میدهد گلی که خار میدهد تا بروم به سوی او
-
سیزده
یکشنبه 13 فروردین 1402 13:38
سیزده به در میخورد دردش نمیگیرد چهارده ماه میشود اما چهار کنار تو روزها مزه ی تقویم میدهند
-
ایران
شنبه 12 فروردین 1402 12:17
12ام بهار 45سال زندگی پرچم خداست بر سر ایران خورشید داریم فانوس نمیخواهیم شیر ما بیدار است مقتدا هوشیار است بیشه ما سبز است ماهرز نمی روییم
-
شرط
جمعه 11 فروردین 1402 09:41
میروی نگاه میکنم خالی نیست لبخندت شادی ست شرط ماندن زمستان خوشحالی آدم برفی ست
-
باور
پنجشنبه 10 فروردین 1402 09:43
در باور جاده رفتن زیباست منتظرت ایستاده ام کنار بودنت دیر نشود
-
دلگرم
سهشنبه 8 فروردین 1402 09:53
دلگرمم بودنت روشنایی ست خورشید تاریکی ست وصال خط باریکی ست میوه درخت اندوه شبیه گلابی ست هرروز خودکار من دنبال مرغابی ست شب های پاییز بال آسمان رویایی ست
-
مشروط
سهشنبه 8 فروردین 1402 08:51
از تجربه ها درس میگیرید به شرط آنکه آن هارا تکرار نکنید تکرار تجربه ی بد حماقت است
-
پای عشق «داداش»
دوشنبه 7 فروردین 1402 10:30
بهار باتو زمستان بامن پاییز بماند پای عشق تابستان در این جرگه راه گم نمیکند تمام فصل ها رنگ بودنت رنگ تو رنگ وجود نبض در رگ های من است سلام صبحت بخیر جانا
-
تجربه
یکشنبه 6 فروردین 1402 10:10
گاهی دور ترین آدما کاری میکنن که نزدیک ترین آدما برات انجام نمیدن.
-
مبارک
پنجشنبه 3 فروردین 1402 10:57
روزه ی چشم و دل وگوش مبارک باشد یک عدد خرما و آب جوش مبارک باشد دیر گاهی ست از حضرت عشق میشنویم روزه ی صبر بر آدم مدهوش مبارک باشد
-
جان
سهشنبه 1 فروردین 1402 11:42
بهار جان زندگی ست چشم پاییز نزدیک است اردیبهشت می تپد برای تو مهر جاری در نبض من «اولین شعر سال 1402»
-
عشق«داداشم»
دوشنبه 29 اسفند 1401 17:28
عشق یعنی جان من ارزانی لبخندت باد تو اگر شاد شدی غصه هایت را بگذار روی دوشم باشد «سال نو مبارک باشه عزیز
-
ستاره«حسین بازپور»
پنجشنبه 25 اسفند 1401 09:34
خودتو به آدما گره نزن رفیق تو همیشه تنهاییه اگه میخوای ستاره شی تو آسمون فک کردن به تاریکی چه کاریه اگه میخوای ماهو بغل کنی نگو خورشید شخص باحالیه فقط جلو پاتو نگا بکن وقت رفتن چشماتو وا بکن راه جاده سخت و بی میانبره آدم از وسط نمیره پر خطره اگه ارادتو علم کنی خطر برات میشه یه خاطره
-
چای
سهشنبه 23 اسفند 1401 10:01