گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

سرِدار«باباقاسم»

نذر جانم

سر به دار 

سردار شدن است

سیّد علی

دارد مرا

خم ابروها

نمی‌ترساند مرا

اسلحه 

فکر من است

شلیک میکنم