گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

خواندن

در کتاب های من ،همیشه چیزی برای خواندن پیدا میشود

تقسیم

یک درد را

به تو تقسیم میکنم

صورتی نیست

مخرجم دلتنگی ست

سپاس

سپاس های خاموش که هرگز به او نگفتم و لبخند های محو قلبم ارمغان  زندگی و خوشبختی بود او هرگز دلش نمی‌خواست نباشم و همیشه مرا به سوی بودنی بی پایان رهنمون میکرد آری بهای شادی و حال خوب هیچوقت پول نبوده است 


ساده

بابالنگ دراز عزیزم

دلتنگی همیشه ساده نیست

از این بغض 

قلبی سکته کرده است

باور میکنی؟

دل نگاه

دلتنگی

گاه

واژه ست

گاهی 

نیم نگاهی خمیده