بغضِ مرا نگاه کن
ز تو رها نمیشوم
یاد تو ام
مسکنی ست
بر دل بی قرار من
ای همه ی مدار من
قلب تو در کنار من
نوشتن شیرین ترین رنج زندگی ست.وقتی مینویسم،قلمم درد می گیرد بانداژی نیست تنها مهربانی حال مرا خوب میکند به سفر رفته و تا خورشید برنمیگردد
قلبم آرام است بی صدا آواز میخواند آهنگی منتشر نمیکند امیدوارم کوفتگی قلم را با شاخه ای شعر که در آغوش اندیشه ام آرمیده است مداوا کند