شهید واژه ها
شعر
قَدَّم
قلبت نمیرسد
اندوه را بردارم
خط مقدم
سنگر چشمان توست
وقتی
به من نگاه میکنی
«آرکاداش»
باور
فصل زرد عشق
زندگی
گاهی پاییز است
برگ و برف
حکایت تولد بهار را
تازه میکند
امید
نارنجی ست
باید کمرنگ باشد
دل من میخواهد
بروم به آسمان
ستاره ای بردارم
دستم پراز نور شود
برگردم به تو
حس تنهایی نکنم
زن
زندگی ست
آزادی
اسارت نیست
جواب دوستت دارم گل
دریغا خار شهوت نیست
باید دست کم یکبار بگویم به باغبان
محبتم به باغچه ها از روی عادت نیست
سیب جای گلابی و مویز را نمیگیرد
کوچکی دانه ی سویا از حقارت نیست
همیشه پر امید به سوی صبح برو
خمیازه ی آسمان هیچوقت رخوت نیست
مرگ
مضحکه نیست
زندگی
بردوش کشید
اندوه را
جهل نگذاشت
قصه به پایان برسد
مجید
بی بی
قصه
تمام شد
کات
#کیومرث_پوراحمد
#فاضله_هاشمی_غزل