پر
اندیشه ی من
حیرانی ست؟
جای موهای سرم
یک کانی ست
عمری ست مادرمن پسر نزایید
اسم دوست مذکرم مشت مانی ست
جز چت و کامنت و گفت وگو کاری نیست
زیر سیگاری عموی من قاجاری ست
مانی سرکار نمیرود مادر جان
دستان سپید اوعجب مامانی ست
شال کرمم را گران خریده ام
زیباتر از چهره او ندیده ام
با رژ لب 20000تومنی ام
قاپ شوهر خاله ام را دزدیده ام
دیگرباران واژه برسرمن نمی بارد
میترسم حیثیت چتر را گم کنم
آنها
فاضل
های من
تا یک حس خوب
شبیه بهتر
با شوق تر
به
آبان
مربا
مرحبا بر
پاییز زرد
روسری دی را
کسی بر سر نکرد