گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

من

انتهای من

شبیه ها کردن 

دست هایم 

وقتی آغوش تو 

حرام چشمان من است 

ندیدن 

غنیمت خاموشی ست 

شمع من روشن نیست 



کوتاه«آرکاداش»

پایین بیا

کوتاه 

دلتنگی ست

چین دیوار ندارد

کودک

کودک بیمار 

غصه های بی شمار

مادرم طاقت بیار

مثل باران بهار 

بر سر اردیبهشت 

کوچکم «آرکاداش»

میان دستان تو 

رستم نیستم 

آسمان آبیِ دیگری ست 

هرکه از غیر بری ست 

به دنبال پری ست 

قسمتش نان بربری ست 

مدعی پیمبری ست 

از خدا کجا بگریزد 




باختم«آرکاداش»

باختم 

سر بی طاقتی خود

همه ی احساسم

خوب من

کاش شقایق می ماند 

زندگی سرخی اناری ست 

روی سبابه ی پاییز