داخل فنجان من
قهوه نیست
چای را
باطعم تو
دم کرده ام
یک نفر
در فنجان قهوه ام
کمی پاییز ریخته
دائم دلتنگی ها را
فوت میکنم
فرشته ها دلشون دریاست
دلشون خونه ی ماهی هاست
اگه باآدما بمونن
حرفاشون مث آینه بی ریاست
به دنیا آمده پاییز
میخواهم مادرش باشم
روی زانوهای خودم بنشیند
لمس موهایش
شادی ست
گل سر های نارنجی و زرد
دختر خندان روزهای سرد
به نام پاییز
میتپد عشق
به مهر