گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

قهوه

داخل فنجان من

قهوه نیست

چای را 

باطعم تو

دم کرده ام

فنجان

یک نفر

در فنجان قهوه ام

کمی پاییز ریخته

دائم دلتنگی ها را

فوت میکنم

خونه«مامان لوییزا »

فرشته ها دلشون دریاست

دلشون خونه ی ماهی هاست

اگه باآدما بمونن

حرفاشون مث آینه بی ریاست

گل سر

به دنیا آمده پاییز

میخواهم مادرش باشم

روی زانوهای خودم بنشیند

لمس موهایش

شادی ست

گل سر های نارنجی و زرد

دختر خندان روزهای سرد


تپش

به نام پاییز

می‌تپد عشق

به مهر