حرفهای دل به زبان قلم
بوسه ی خورشید
آسمان را بیدار نکرد
من کنار شب
یک ماه میمانم
قصه های شب
خواب آور نبود
با خود خورشید
تا صبح بیدار میمانم
فاضله هاشمی غزل
آسمان ابری نیست
شاید خورشید بیاید
باران مرخصی گرفته است
فاضله هاشمی غزل
آسمان سیاه پوشیده
عزادار نیست
باران میگفت: نمی آید
ابر دست بردار نیست
فاضله هاشمی غزل
آنقدر لاف زدم
جاده بی تاب تو بود
بید دیوانه نبود
و بلوطی تنها
دست جنگل را گشود
فاضله هاشمی غزل