رسوای عشق تومنم
رسوای عشق اگرشوم
برهمه عالم ندهم
لذت رسوایی را
فاضله هاشمی غزل
هرچه داربم ونداریم مال دل شیداست
همه رااودوست داردحتی اگرکه بی وفاست
من نمیدانستم که دوران مهربانش میکند
مهراوتاهمیشه اززمین تاآسمانهاست
فاضله هاشمی"غزل"
وقتی که قلب من ازواژه هاتهی است
ای کاش کسی برای من شعری بگوید
من که توراندیده ام
ذکرتوراشنیده ام
وآرزوی دیدنت
همیشه بردودبده ام
مینویسم ازتو
تابه یادم بماندهمه عمر
دلتنگت هستم
شایدبخواهی برگردی