گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

لگد«آرکاداش»

عزیزم

گِل لگد نمی کنم

دارم باتمام وجودم دوستت میدارم

دوست داشتن درد دارد

شبیه باز کردن گچ پایم در بچگی 

من هستم

تو هستی

ما هستیم

هزینه ی بودنمان رنج است

رنج باید باشد

تا بدانم

طعم بودنت

نمک نیست 

حضور تو 

سهم من از زندگی ست

«آرکاداش»

جاده باریکه

راه تاریکه ؟

شاید جاده باریکه 

با پوتینای خاکی 

کارای یواشکی 

دوستیای لواشکی 

میشه رو کدوم فرش قدم زد 

اگه کثیف بشه 

جواب مادرا رو کی میده؟

گاهی زندگی یه پلاکه 

الان مسئله ما یه لاکه 

کی رگ غیرتش 

بخاطر مو های تو هلاکه؟

جای بنزین کجاس؟توی باکه 

تعجب میکنم اگه نگی اِ وا که 

راه نشنیدن حرفا بلاکه 

آخه بنده خدا دلش خیلی پاکه 




ماند

یک نفر 

تابه ابد 

بامن من ماند

شعر تنهایی من

از برخواند

زندگی بال زدن 

در حصار مرگ است

 لطفاً بامن کمی 

از رقص شقایق گو

غیرت«حمید رضاالداغی»

زن زندگی شجاعت

عزیز با شهامت

خوشبخت میشوی با

پیروی از ولایت

زن زندگی هدایت

مهم فن بلاغت

روسری نیست مرادت

نشانه است حجابت

اگر میهن پرستی

پس کجارفت حیااَت 

موی پریشان تو

راحت کند خیالت؟

قبل از عریان شدن

لطفاً بکش غلافت

آمریکا یکبار نگفت

بشین با انقلابت

خدایا از تو داریم

انتظار شفاعت

کاری بکن که لطفاً

نکشم از شهید حجالت

#فاضله

فیلتر

دود عمر ما

دست رنج کدام سیگار بود

فیلتر آرزوهایم را 

بر گردن تقدیر می اندازم

گل دوده ها را

لا ی انگشت میپیچم 

خواب مرگ نیست