گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

زندگی

زن

زندگی ست

آزادی

اسارت نیست

جواب دوستت دارم گل

دریغا خار شهوت نیست


باید دست کم یکبار بگویم به باغبان 

محبتم به باغچه ها از روی عادت نیست

سیب جای گلابی و مویز را نمیگیرد

کوچکی دانه ی سویا از حقارت نیست

همیشه پر امید به سوی صبح برو

خمیازه ی آسمان هیچوقت رخوت نیست


مضحکه

مرگ

مضحکه نیست

زندگی 

بردوش کشید

اندوه را

جهل نگذاشت

قصه به پایان برسد

مجید

بی بی

قصه

تمام شد

کات

#کیومرث_پوراحمد

#فاضله_هاشمی_غزل 

الا

الا ای درد 

ساکت باش 

تو از من هیچ نمی‌دانی 

که باقلبم چه خواهد کرد 

وعید یار کرمانی 




زهر مار

آخرش این درد

زندگی را زهر مارم میکند

سبلان 

عسل ندارد 

تا بریزم بر کام دلم 

دماوند خم میشود

روی زانو های من

نرگس فرامُش میکند

می‌رقصد روی چمن

 


صبر

فصل نرگس

زندگی زیباست

خوشبختی دست های خداست 

بهار بعداز زمستان نیست

پاییز هم گاهی شکوفه سراست

من از ترانه ی انار فهمیدم 

شعر آذر دقیقه ای یلداست

باید از صبر سوالی پرسید

بر سر غوره و مویز چرا دعواست؟

گاهی دخیل ها کاری از پیش نمی برند 

دعای همیشگی مادرم حضرت زهراست