گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

بمان

نرگس

اسفند 

زمستانم 

یک اردیبهشت بمان

تالبخند شکوفه ی بادام 

به گردو ها



درخت

واژه‌ 

شعر بار می‌دهد 

بوی بهار میدهد 

سرو چنار میدهد

یار کنار میدهد 

چشم خمار میدهد 

ماه چهار میدهد 

گلی که خار میدهد 

تا بروم به سوی او


سیزده

سیزده 
به در میخورد
دردش نمیگیرد
چهارده ماه میشود
اما چهار
 کنار تو
روزها 
مزه ی تقویم میدهند

ایران

12ام بهار

45سال زندگی

پرچم خداست

بر سر ایران

خورشید داریم

فانوس نمیخواهیم

شیر ما بیدار است 

مقتدا هوشیار است

بیشه ما سبز است

ماهرز نمی روییم

شرط

میروی

نگاه میکنم

خالی نیست

لبخندت 

شادی ست 

شرط ماندن زمستان

خوشحالی آدم برفی ست