قلب من
تنهایی ام را پر میکنی؟
لوئو زیبای من پر دُر میکنی؟
جایگاه من پیش تو
چشمان توست
عاشق عشقت شدم
مرا یاری کن
تا بمانیم باهم
و بخوانیم تا شعر
رنگ غزل گیرد
منزوی در قلمم میمیرد
م.م
لبخند تو
شور زندگی ست
هاشور میزنم
محبت را
وقتی
تو را
از تمام دنیا جدا میکنم
تو میمانی
عشق
ودیگر هیچکس
«م .م»
فاضله هاشمی غزل
هر روز
با صبح بخیر های تو
لحظات من
به عشق ختم میشود
طعم گیلاس دوست داشتنت
توت های خشک سرمازده دلتنگی را
به زانو در می آورد
با عصای قلبم
کنار عشق می ایستم
ماندگارترین احساس دنیارا
جشن میگیرم
«مرد من»
فاضله هاشمی غزل
جهان آفریده شد