گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

نفس«داداشم»

کدام هوا

پراز نفس های توست

میخواهم

آسمان را اندازه بگیرم

تاقواره ی ستاره ها

کوچک نشود

هواخواه

من هواخواه نرگس نیستم

زمستان 

برف می نوشد 

باران 

اشک شوق ابر 

از دیدار آسمان 

خوش به حال رنگین کمان 

قالی خورشید 





کلید

یادت باشد

بعضی چیزها را

نمیشود با آخر

شن و سیمان ساخت 

نمیشود در قلب آدم 

یک تکه آهن گذاشت و 

زیرش کبریت روشن کرد

باید مهربان بود 

مهربانی کلید قفل دلهاست

وقتی از بغض لبریزند 

«روزت مبارک جانا»

❤️❤️❤️❤️

دیر میشود

دیر می شود 

بگو 

پروانه ها 

در خانه ی شمع 

چه کردند 

با فراق گل 



کلک

رقص کلک شور انگیز 

واژه واژه شعر 

کاغذ ترانه ها 

تمام  شد 

تا دو باره  آغاز کنی مرا 

جرعه ی آخرم را بنوش 

در زمستان 

یک عدد غزل بپوش