گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

جای خوب

یاد تو 

مرا میبرد 

یک جای خوب

چوب ها

آهنگ می شوند

با صدای تو

تمام فصل ها خواندنی ست

 



آذرانه

پاییز را ببوس 

یلدا گرگ نیست

انار را ببین

آذرانه های سپید صبح 

با مهر تمام نمی‌شود 










فیروزه ای

ماه نمیخواهم 

آسمان فیروزه ای ست 

اشک 

سوغاتی هر دیده ای ست 






تصدیق

مرا طواف میکنی

کعبه ام  تویی 

باران گفت:

پاییز نماز نمی‌خواند

با هر تصدیق انار

آذر گریه میکند


پژواک

صدای خاک

باد بی باک 

مرا صدا میزند

گوش ها در پی پژواک

خانه ی پروانه را میگردند

شمع 

دست گل را

آسان رها نخواهد کرد