حرفهای دل به زبان قلم
یاد تو
مرا میبرد
یک جای خوب
چوب ها
آهنگ می شوند
با صدای تو
تمام فصل ها خواندنی ست

پاییز را ببوس
یلدا گرگ نیست
انار را ببین
آذرانه های سپید صبح
با مهر تمام نمیشود
ماه نمیخواهم
آسمان فیروزه ای ست
اشک
سوغاتی هر دیده ای ست
مرا طواف میکنی
کعبه ام تویی
باران گفت:
پاییز نماز نمیخواند
با هر تصدیق انار
آذر گریه میکند
صدای خاک
باد بی باک
مرا صدا میزند
گوش ها در پی پژواک
خانه ی پروانه را میگردند
شمع
دست گل را
آسان رها نخواهد کرد