گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

مین

محمد نبود

خرمشهر آزاد شد

چه کسی میداند

از خرمشهر تا فلسطین

چند مین خنثی  نشده

باقی مانده است

نکند خدای خرمشهر

خدای فلسطین نیست

فاضله هاشمی غزل

چکه چکه تفکر

در جوانی میدویم

در پیری توهم رسیدن‌  داریم

غافل از اینک 

همان اول کار

پدرمان در آمده است

فاضله هاشمی غزل

نباشی

روز ،ماه،سال و قرن

هر لحظه ای که نباشی

حال من بد است

فاضله هاشمی غزل

کاسه

حالا که کاسه ای شیر

قدر علی را

بهتر فهمیده است

برای این عروج

به خداوند آفرین باید گفت

"فاضله هاشمی  غزل"

پاره ی تن

ایران را

با نام اعظم تو میشناسند

تو پاره ی تن ایرانیان هستی

قلب ایران برای تو میتپد

تا همیشه برای ما

جاوید خواهی ماند

فاضله هاشمی غزل