من تنهایی ام را
باقلم پرمیکنم
وجای هربودنی
واژه مینشانم
هیچکس هم که نباشد
واژه هاهستند
وخدایی که
به رازقلم سوگندخورده است
فاضله هاشمی غزل
فاصله
نام دیگرمن
برمداریک نقطه
برای به من رسیدن
بایدازنقطه ای گذشت
که فاصله میشودمیان ما
فاضله هاشمی غزل
وقتی برای همیشه درقلب کسی باشی فاصله بی معناترین واژه ی هستی میشودهرچقدرکه خودش رابه درودیواربکوبدراه به جایی نخواهدبردآخرقلب دژوجودآدمی است.
فاضله هاشمی غزل
گاه هیچ قرصی دوای بغض نیست جزاشک هرچه که باشی خواه آسمان یاآدم گاهی فقط بایدبباری تاسبک شوی باهرچه که میخواهدباشداشک یاهرچیزدیگری. گاه یه من خالی وسبکبال به تمام داشته های دنیامی ارزد
فاضله هاشمی غزل