آنکس راکه مهرش دردل است
چه حاجت به دیداردرمنزل است
نادیده عزیزاست وعزیزمیماند
این حکایت راکه خودش میداند
فاضله هاشمی غزل
من تنهایی ام را
باقلم پرمیکنم
وجای هربودنی
واژه مینشانم
هیچکس هم که نباشد
واژه هاهستند
وخدایی که
به رازقلم سوگندخورده است
فاضله هاشمی غزل