گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

بهار

عشقی به غیر کار

ابری دم بهار

باران به جای تو

پنج«آرکاداش»

کاش قلبم

به جای پنج

گرد بود

نقطه ی آغاز من بودی

طپش«آرکاداش»

قلبم 

جای مناسبی ست یانه؟

طپش هایش را شمرده ای؟

هنوز به تو نیاز دارم

برای تنظیم نگرانی هایم

لبخندت را باید

زیاد استفاده کنم

تا زندگی کردن انگیزه ای برای

لمس دست های تو باشد

ضربان قلبم

روزت مبارک

ثروت

ثروت من قلب بزرگ من است آنگاه اندیشه هایم بزرگ میشوند و دیگر کوچک نیستم به اندازه ی انگشت دوم پای چپم که درد میکند باید بیشتر سختی بکشم تا آسانی را ببینم و چشم هایم را نبندم تا به نور خو بگیرند و خلقشان تغییر کند 

روزی موفقیت هایم را از صفر می‌شمارم تا رسیدن به یک راه زیادی نمانده است 5از ده بهتر است قدم هایم را میتوانم بردارم و بروم باعصایی که شبیه به اول اسمم است و من بیش از این رسم الخط نمیدانم و باید بیشتر بخوانم تا یاد بگیرم همه ی تلاش ها روزی نتیجه خواهند داد

دریا

دریا

تویی

قطره قطره من