گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

بلند پرواز

گام های خدا

کوتاه نیست

ما بلند پروازیم


الهی«مامان لوییزا »

الهی

مهربانی

و بندگانت

شبیه هم نیستند

اما او که شبیه توست

نان دل خویش را میخورد

وآب از آسمان برمیدارد و تنها نمیماند 

مگر باتو

تنها ماندن باتو

آرزوی همه ی ماست

«مامان لوییزا»

❤️❤️❤️❤️❤️❤️

دکتر

من از چشم های تو

زندگی را برداشتم

زنده ماندن 

کار دکتر هاست

حافظ

غزلی بنویسم

روی برگ های سپید

منزوی 

حافظ دوران من است

شعر من

بوی تورا 

کم دارد

مغز گردو

آزادی 

ارزان تراز 

موی پریشان من است

روسری می اندازم

فکر را پوشانده ام

زیر یک متر پارچه

مغز گردو خوابیده است