گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

مبارک

روزه ی چشم و دل وگوش مبارک باشد

یک عدد خرما و آب جوش مبارک باشد

دیر گاهی ست از حضرت عشق میشنویم

روزه ی صبر بر آدم مدهوش مبارک باشد 


جان

بهار

جان زندگی ست

چشم پاییز

نزدیک است

اردیبهشت می تپد

برای تو

مهر

جاری در نبض من

«اولین شعر سال 1402»

عشق«داداشم»

عشق

یعنی

جان من

ارزانی لبخندت باد

تو اگر شاد‌ شدی

غصه هایت را بگذار

روی دوشم باشد

«سال نو مبارک باشه عزیز

ستاره«حسین بازپور»

خودتو به آدما گره نزن

رفیق تو همیشه تنهاییه

اگه میخوای ستاره شی تو آسمون

فک کردن به تاریکی چه کاریه

اگه میخوای ماهو بغل کنی

نگو خورشید شخص باحالیه

فقط جلو پاتو نگا بکن

وقت رفتن چشماتو وا بکن

راه جاده سخت و بی میانبره

آدم از وسط نمیره پر خطره

اگه ارادتو علم کنی

خطر برات میشه یه خاطره