گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم
گلنوشت عشق

گلنوشت عشق

حرفهای دل به زبان قلم

نون

حال ماندن خوب است،گرسنه نیست،لطفاً نون را زا به را نکنید قول میدهم اگر او نیایدبه جایی برنخورد اگر بر خورد خسارتش را پرداخت میکنم.نه اینکه مزاحم باشد اما فکر نمیکنم ماندن از دیدن او خوشحال شود و البته این ربطی به خوب یا بد بودن نون ندارد.

نون شاید با کسی آشنا شود که او را دوست داشته باشد و قدمش را روی سر و چشم خود بگذارد اما ماندن نمی‌تواند‌ گزینه ی مناسبی برای او باشد.

گاهی ممکن است انتخاب های ما با آنچه برایمان اتفاق می‌افتد فرق داشته باشد و این هیچ ربطی به کیفیت انتخاب های ما ندارد

ما نباید انتخاب هایمان را قضاوت کنیم چون هیچکس دوست ندارد انتخاب بدی داشته باشد و همیشه همه ی آدمها برای به دست آوردن چیزهای خوب تلاش میکنند و نتیجه هرچه باشد بد نیست.

چکه چکه تفکر

محبت مذهب خاصی نمیخواهد

مستأجر پرواز

خیلی دوستت دارم،دقیقاً نمیدانم خیلی چقدر میشود اما فکر میکنم زیاد باشد چون تو کم نیستی و فقط در قلبم جا میشوی.

قلب ها زیاد میخواهند و گاهی زیاد خواستن بلندترین پرواز یک قلب است سقوط سرانجام بال نزدن است.

قفس ها آهنی شدند چون پرنده ها باور کردند می‌توانند پشت میله ها زندگی کنند بالهایشان را فروختند تا خانه ای بخرند.

آسمان خانه ی پرنده ها ست و پرواز مستأجر کسی نمیشود


قهرمان

سنگ ها قهرمان اند 

 زیتون ها معتقدند 

 دندان درد

 کفتار ها را 

کلافه کرده است

آسمان مرهم 

زخم پرنده هاست 

پرواز ابد نخورده است

فروردین نزدیک است 

امید شکوفه خواهد داد









چهار راه


ناگهان خاطره ی من

به چهار راه رسید

تردید نکرد